خرید بک لینک
«ادب در کربلا» نام یک کتابچه جیبی و مختصر است در 30 صفحه با 12 نکتۀ ارزشمند داستانی از وقایع کربلا، به قلم شیوای جناب سید مهدی شجاعی... این کتابچۀ زیبا در سال 85 با حمایت سازمان تبلیغات و توسط روزنامۀ همشهری در 420000 نسخه چاپ و به صورت رایگان توزیع شده است... داستانک های عاشورایی این کتابچه، هرکدام به تنهایی یک روضۀ پاک و مصفّا و بی حاشیه است که هم دلبری و دلربایی دارد و هم می تواند دل های سخت را به آسانی بلرزاند و اشک ها را بی اختیار جاری کند... خوبی و حُسن بزرگ این کتابچه این است که اشکواژه هایش از منابع اصیل و معتبر گرفته شده و هیچ پیرایه ای در متن زیبایش دیده نمی شود. اما من؛ سال گذشته، در باب منزلت زن و مقایسۀ جایگاه مرد و زن، دنبال تعـریفی جامع و مقبول می گشتم و دنبـال کشف ظرافت هایی از ماهیّت حقیقی و حقوقی زن بودم. ولی انگار از آن چه در بارۀ این موضوع می شنیدم و می خوانــدم؛ اقنــاع نمی شدم. تا این که بـه طور اتفاقی و کاملاً تصادفی این کتابـچۀ کوچولو به دستم رسید و همان لحظه شروع کردم به خواندنش! دیدم جملات آغازینش درمورد بانو زینب کبراست (س) و دقیقاً کلید حل این معماست! در نتیجه، آنچه لازم بود در بارۀ رتبه بندی و تفاوت های زن و مرد بدانم؛ از همان چند سطر اول این کتابچه به دست آوردم. با این کشف اتفاقی، ادامۀ کار برایم راحت شد. رفتم جمع بندی و دسته بندی بقیۀ مطالب را ادام

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

«اللهم و ادخل علی قتلة انصار رسولک و علی قتلة امیرالمؤمنین و علی قتلة الحسن و الحسین و علی قتلة انصارالحسن و الحسین و قتلة من قتل فی ولایه آل محمد اجمعین عذاباً الیماً مضاعفاً فی اسفل درکٍ من الجحیم...» خداوندا، قاتلان یاران پیامبرت را و قاتلان امیرالمؤمنین را و قاتلان حسن و حسین و یاران آنها را و قاتلان کسانی را که در ولایت آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ کشته شده اند؛ به عذابی دردناک و دوچندان در پائین ترین حفره های جهنم گرفتار ساز...» خدا قسمت شما کند در روز عید غدیر، با ترفندهای خاصِّ رانندۀ شیعۀ پاکستانی، نزدیک برکۀ غدیر از اتوبوس پیاده شوید و روی پا بایستید و به جبرانِ نبودنتان در آن روز بزرگ، زیارت مطلقۀ امیرالمومنین را با حال و هوای غدیرانه قرائت کنید...!

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

نافع بن هلال، رهروی مؤمن از دیار یمن بود که به عشق امیرمؤمنان علیه السلام، در کوفه اقامت گزید. نافع بن هلال از کاتبان حدیث و از زمرۀ قاریان معروف قرآن به شمار می رفت که صوت زیبایش در تلاوت قرآن و دقتش در کتابت حدیث شهرتی فراگیر یافته بود، او در جنگ های صفین و جمل و نهروان، که به نظر خیلی ها وهم آلود و فرسایشی می نمود، تمام قد ایستاد و در رکاب مولایش علی علیه السلام شمشیر زد و هیچ گاه در یاری امام خود کوتاهی نکرد و سستی نورزید. او مردی زیباچهره، نیکو اندام، بلندقامت و بغایت با غیرت بود که در واقعۀ کربلا نیز، عشق و ارادتش را به حضرتِ اباعبدالله (ع) با تمام وجود به اثبات رساند و دلدادگی خالصانه اش را به آل رسول تا مرز قبول بالا برد. از افتخارات نافع بن هلال همین بس که پس از شهادت مسلم بن عقیل، ماندن در کوفه را جایز ندانست و راه سخت حادثه را در پیش گرفت. او، فوراً دار و ندارش را فروخت و اسبی راهوار و شمشیری بُرّنده خرید و مخفیانه از کوفه بیرون زد و سریعاً خود را به کاروان کربلا رساند و نامش را در دفتر سینه سرخان عاشورایی جاودانه کرد، نافع بن هلال، با اینکه عالم برجسته زمانش بود و در ثبت و نقل احادیث نبوی و علوی صاحب وجاهت و مرجعیت بود، اما، نه باغستانی در کوفه داشت و نه ویلایی در نخلستان های آن دیار، نه صاحب رانت بود و نه اهل زراندوزی و عافیت. او مرد حدیث بود و پاسدار حریم ولایت ک

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

عبدالباری عطوان یک تحلیل گر معروف فلسطینی است که مسائل منطقه ای را خوب و بی پروا تحلیل می کند. پیش بینی های سیاسی او تاکنون در چندین مورد صحیح از آب در آمده که آخرین پیش بینی اش درگیری بین عربستان و قطر و قطع رابطه این دوکشور بوده است! ایشان اخیراً در باره اولتیماتوم های ترامپ هم تحلیل هایی را ارائه داده و گفته است که ابرهای توفان زایی از سمت آمریکا در حرکت است که مایل است بر خاک کرۀ شمالی ببارد. ولی جنگ با کره هزینه های سنگینی دارد که اقتصاد شکست خوردۀ آمریکا قادر به تحمّل هزینه های سنگین آن نیست... پس ابرهای توفان زای آمریکا ناگزیر خواهند بود بر خاک ایران ببارند!! با تحلیلی که عطوان ارائه داده است، ترامپ با کره شمالی قطعاً وارد جنگ نخواهد شد، اما با شناختی که از دولت روحانی دارد، بعید نیست که شرارت هایش دامن ایران را بگیرد. که اگر چنین اتفاقی رخ دهد، دولت های اروپایی هم قطعاً آمریکا را همراهی خواهند کرد. ******* اما، برخلاف نظر برخی از تحلیل گران که حمله نظامی آمریکا به ایران را منتفی نمی دانند. بنده معتقدم که آمریکا نه به صورت محدود و نه به صورت گسترده، در خاک جمهوری اسلامی وارد فاز نظامی نخواهد شد. حتی جنگ نیابتی هم علیه ما نخواهد داشت. دلیل من بر این ادعا این است که مقامات آمریکایی می دانند اگر حمله ای را علیه ما آغاز کنند، واکنش جمهوری اسلامی ایران سریع و قاطعانه است و

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

برگ ریزان شد و پائیز دگر باره رسید رنج گرما زدگان باد به یک باره خرید وقتِ آن است که پائیز غنیمت شمُریم چه بسا هیچ خزان دگری دیده ندید. دو بیت بالا را دیروز یک دوست قدیمی برایم فرستاد و نوشته بود که خودش سروده است. من هم رباعی گونه زیر را همان موقع سرودم و برایش فرستادم: رنج گرما زدگــان رفت خــزان نیــز رَوَد سبزه از باغ جهان گذران نیز رَوَد. کاش در دشت دل از عشق، بهاری شِکُفد تا غم از غمکدۀ غمزدگان نیز رَوَد. دوستان و همراهان عزیزی که اهل شعر و ادب هستند، از بابت این سرودۀ ناقص بر من خرده نگیرند. چون بنده شاعر نیستم و از شعر و شاعری هم اطلاعات کافی ندارم. من فقط شعر را خوب می خوانم و شاعران متعهد و ارزشی را هم بسیار دوست می دارم. همین!

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

از شنبه تا چهارشنبه ای که گذشت، کارکنان برج مراقبت فرودگاه بغداد در اعتصاب کامل بودند! دلیل اعتصابِ آن ها را نمی دانم. اما می دانم که ضرر و زیان ناشی از این اعتصابِ ناگهانی با محاسبات مادی قابل سنجش نیست و... و... حالا علت و انگیزه این اعتصابِ ناشناخته هرچه بود گذشت، ولی نتیجه ناخواسته اش این شد که یک اقامتِ اضافی چهارروزه را در کاظمین برای بعضی از زائران ایرانی رقم زد و این یعنی 12 بار امکان تشرف به بارگاه امامین جوادین سلام الله علیهما. یعنی اجازۀ استمرار حضورِ غیر عجولانه در کنار ضریحِ باب الحوائج موسی بن جعفر علیه السلام. یعنی فرصت زمزمه های ارادت آمیز چندباره با جوادالائمه سلام الله علیه. یعنی مهلت نجواهای شبانه با خدا در کنار مضجع شریف امامَین هُمامَین در شهر کاظمین. یعنی رخصت یک دل سیر حرف زدن و درد و دل گفتن با دو امام عظیم الشأن. یعنی توفیق گریستن و اشک ریختن بر آستان مظلومیت دو حجّت الهی. یعنی توفیق حضور بیشتر در صف های فشردۀ نمازهای جماعتِ حرم... +زائران محترم ایرانی که به دلیل این اعتصاب، تاریخ بازگشتشان و برنامه های شخصی و اداری شان مختل شده بود، به خاطر توفیق حضور اضافی در کاظمین، هیچ ابراز ناراحتی نداشتند. اما چون خسارت های اجتماعی و انسانیِ این اعتصاب را می فهمیدند، ابراز خوشحالی هم نمی کردند... ++ خیلی خیلی به یاد دوستان و همسنگران عزیز بودم. +++ امسا

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

امروز، اولین کار من این بود که بیمار خانواده را از بیمارستان مرخص کنم. امور حسابداری و تسویه حساب بیمارستان خیلی سریع انجام شد. اما قبل از ترخیص، سرپرستار محترم بخش، دفتر تزیین شده ای را با صفحات شماره گذاری شده و با چندتا روان نویس رنگارنگ جلویم گذاشت تا نظرم را در باره خدمات درمانی و پرستاری بیمارستان بنویسم و احساسم را در باره بیماران و پزشکان به یادگار بنگارم. درخواست غافلگیرانه ای بود. چند بار طفره رفتم تا دست از سرم بردارد. اما ول کن نبود. بهش گفتم من بی سوادم، بی شناسنامه ام. لبو فروشم. نوشتن بلد نیستم. ولی باز هم افاقه نکرد! آخر بهش گفتم. خانم محترم! درسته که من آدم شاد و خنده رویی هستم. اما نوشته های من وخیم و بدخیم و ضخیمه و اصلاً با کلاس گفتاری و رفتاری بیمارستان خصوصی شما سازگاری نداره! گفت مهم نیست هرطور دوست داری بنویس... طفلکی جوری مؤدّبانه حرف می زد و توضیح می داد که نمی شد اجابت نکنم. بالاخره قلم را گرفتم و با خطوطی مارپیچ این جور نوشتم: باسمۀ تعالی طبیب عشق مسیحادم است و مشفق، لیک چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟ در کلان شهر شلوغ تهران، نه فرمانده ام و نه فرو مانده! نه درمانده ام و نه درمان ده! نه زائیدۀ جهلم، نه فرزند اباسهلم. اما از فقر دارالهدایه دلگیرم و از سکوتِ علومستانِ عقل و ادراک، بیمناک! از این که پرورشگاه های نسل ادب و علم، جَنین وسواس را در

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

به سنگ سیاه دل گفتم تیکه های بلورین لوسترها از خرگوش هوش من هوشیارترند! بیدار بودم اما وقوع زلزلۀ دیشب را نفهمیدم! پ.ن: رهبر عزیز انقلاب فرمودند از همه کسانیکه می توانند به نحوی در سبک کردن بار مصیبت و جبران خسارت مؤثر باشند درخواست می کنم به یاری آسیبدیدگان بشتابند. کاروانی با 10 دستگاه کامیونت حامل پتو، پوشاک نو، آب و موادخوراکی، سهم محلۀ ماست که دارد به یاری آسیب دیدگان زلزله می رود. ان شاءالله.

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

در سال 85 چند نفر از طلاب قم که از مقلدان صادق روحانی و صادق شیرازی بودند، در بارۀ تاریخ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، ایجاد سئوال کردند و اِن قُلت هایی را در برخی رسانه های مکتوب رواج دادند و کوشیدند با اخذ فتوا از مراجع تقلید، جمهوری اسلامی را مجاب کنند تا سالروز شهادت امام حسن مجتبی (ع) را در تقویم رسمی کشور از 28 صفر به هفتم صفر تغییر دهد. چرا؟ به دو دلیل: دلیل اول: این جماعت، نوعاً با ترویج حزن و اندوه در جامعه اسلامی موافق ترند و با مراسم شادی و نشاط حتی المقدور موافقت ندارند. البته این حرف را به صراحت نگفته و نمی گویند. اما سخنرانی ها و برنامه های اجرایی طلاب و مقلدان صادق شیرازی مؤید این است که این ها به افسردگی و ملالت در جوامع شیعی بیشتر دامن می زنند و پیروان اهل بیت علیهم السلام را عاری از شور و شعف و شادابی می پسندند. از این رو نگران بودند که مبادا، سیمای جمهوری اسلامی در هفتم صفر بعنوان ولادت امام موسی بن جعفر (ع) برنامه شاد اجرا کند! دلیل دوم: این گروه تلاش می کنند در هر زمینه ای نظر مراجع تقلید خود را در ایران ترویج کنند و توصیه های آن ها را به خورد مردم دهند و در صورت امکان جمهوری اسلامی را در تنگنای تصمیم گیری قرار دهند. البته صادق روحانی مقلدان زیادی ندارد. ولی دفتر ایشان گاهی در بعضی مسیرها با طیف شیرازی، همراهی و همنوایی دارد! اما، تلاش برنامه ریزی شدۀ ای

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیستتهلیل، بی ولای تـو هرگــز قـبول نیست... ابو محمد القاسم بن العلاء - رحمة الله - رفعه، عن عبد العزیز بن مسلم قال: کنّا مع الرضا علیه السلام بمرو فاجتمعنا فی الجامع یوم الجمعة فی بدء مقدمنا فأداروا أمر الإمامة وذکروا کثرة اختلاف الناس فیها، فدخلت على سیدی علیه السلام فأعلمته خوض الناس فیه، فتبسَّمَ علیه السلام ثم قال: ... الامام البدر المنیر والسراج الزاهر والنور الساطع والنجم الهادی فی غیاهب الدجى وأجواز البلدان والقفار ولجج البحار الامام الماء العذب على الظماء والدال على الهدى والمنجی من الردى الامام النارعلى الیفاع الحارّ لمن اصطلى به والدّلیل فی المَهالِک مَن فارقهُ فَهالک الامام السحاب الماطر والغیث الهاطل والشمس المضیئة والسماء الظلیلة والأرض البسیطة والعین الغزیرة والغدیر والروضة... در ورطۀ هلاکت و فلاکت؛ وجود نازنین امام صلوات الله علیه، راهنمای بی بدیل انسان هاست. هرکس از مسیر هدایت امام خارج شود، قطعاً در مهلکه گمراهی، هلاک خواهد شد. چـگونه از تو نگیـرم نجـات فـــردا را؟ خدا براى همین ها سوایتان کرده است. . . . با عرض تسلیت شهادت غریبانۀ ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة والثناء، امیدوارم از قرائت زیارت جامعۀ کبیره، امین الله و یا زیارت خاصۀ حضرتش غافل نمانیم. پ.ن: الکافی /ج1/ص 199 -200 قبل و بعدِ این ق

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

بچه که بودم گاهی وقتا دلم برای بابام خیلی تنگ می شد و برای تسکین و آرامشم. یک بابای فرضی نقاشی می کردم و باهاش جدی جدی حرف می زدم. حرفای من و بابا بیشتر رنگ و بوی درس خوندن، بزرگ شدن، خلبان شدن و دکتر شدن داشت. اما گاهی هم هوس جنگیدن با اسراییلی ها و آمریکایی ها به سرم می زد! جالب است که در مکالمات فرضی پدر فرزندی، هربار با تشویق بابا مواجه می شدم و می شنیدم که می گفت «آینده ای زیبا و خداپسندانه برایت آرزو می کنم» حرف های من و بابا گاهی بیش از حد طولانی می شد. اما بابا که می خواست به کارش برسد، مجبور می شد برای پایان دادن به گفت و گوهای فرضی، هربار وعدۀ خریدن یک کتاب خوب را به من بدهد تا قبول کنم زنگ پایان گفت و گو را به صدا درآورم!! (زنگ پایان گفتگو از ابتکارات پدر بود که در صحبت های حقیقی برای عادت کردن به نظم، مقیّد به رعایتش بودیم) نتیجۀ حرفای ما این بود که وقتی بابا از سر کار بر می گشت، واقعاً یک کتاب جدید برام می خرید. من هم باورم می شد که حرف هایم با او واقعی بوده و صدایم را می شنیده! نگو که فرشتۀ مادر نقش پنهانی خودش رو خوب بازی می کرده و وعده های بابا را بهش یادآوری می فرموده!! بابا که می آمد خونه، کار همیشۀ من این بود که آویزونش می شدم و صورتش رو محکم می بوسیدم. و کلی ابراز علاقه و دلبستگی و این چیزها! و آن قدر آویزونش بودم تا ساعت های نبودنش را تلافی کنم. این، یکی از

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

با عرض پوزش از عزیزان و همراهان محترم، جعبه نمایش دنبال کنندگان این وبلاگ به دلیل حضور یک دنبال کنندۀ مبتذل، موقتاً بسته است و تا زمانی که تصویر پروفایل وبلاگش به محاق نرود، نمایش داده نمی شود. . . . برایش نوشتم که از دنبال کردن وبلاگم صرفنظر کند. اما قبول نکرد. به همین دلیل جعبه را بستم. جعبه ای که بخواهد محل تبلیغ ابتذال باشد، بهتر است در این وبلاگ نباشد.

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

ستاره های ظلمت شب، غربتِ زخم های زردم را می شناسند! خدایا؛ چاه آهم را عمیق تر کن! از شرارت ها و خیانت های فریدون زادگان روحانی به دامنِ امنِ الهی پناه می جویم... پ.ن: وقتی اشک های غلتیده بر گونۀ آفتاب، در نگاهِ معصومیتِ زمان جاریست، یعنی فرصتی هنوز باقیست، برای آه سردِ من، برای نالۀ زرد تو و برای قصۀ درد ما!

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

بعضی از آدم ها هرجا که باشند، اهل کار و تلاشند. بعضی ها هم بالاجبار در تکاپوی معاشند، بعضی ها بظاهرکالفَراشند. اما در تاراج رنج دیگران کلّاشند! بعضی آدم ها، حُفره فقرشان پشت سُفره گشاده دستی پنهان است. اما، بعضی ها، گویی صیغه فقر را با افعال ثلاثی مزید در بابِ استفعال به مزایده برده اند و سفره افتقار را با سکه های استکثار افتخار بخشیده اند.! بعضی ها، در ادای دین و دَینِ خود مسلوب الاختیارند. اما بعضی ها در خوبی و خیرات دائم الاعتبارند و در خیرِ رسانی کثیرالانتشارند. درعوض، بعضی ها از کثرت بخلی که دارند، ذره ذره از قوت نداشتۀ مردم را، می شمارند! بعضی آدم ها، همیشه هاج و واجند و به دنبال جنس حراجند! بعضی ها نیز، دمدمی مزاجند! یک روز بذر نپاشیده را نذر سرهای تراشیده می کنند و روز دیگر به اسم دلسوزی و درد، با سردردشان برای دیگران دردِ سر می سازند.! بعضی آدم ها، به مُفت خوری عادت دارند و سهم نداشتۀ خود را، هم از توبره می خورند؛ هم از آخور! بعضی ها نیز، انگار با آدم خوارها دم خورند و هر دم، مُخ آدم ها را می خورند! بعضی آدم ها، از همه خوبی های انسانی برخوردارند و هر روز در باغچه نشاطشان برای این و آن گُل های محبت و شادابی می کارند. اما بعضی ها همیشه سر در آخورِ خود دارند و در آغلِ خودخواهی، به درد تک خوریِ گرفتارند! بعضی ها سختکوشند و می کوشند تا جامۀ ذلت نپوشند. بعضی ها هم، سخت می کوش

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

ای ماه بی قرین؛ در عصرِ صف های طولانی انتظار، با هِجّی نام تو، در آغاز هر صبح، باسپیده محشور می شوم. بی تو اما، با حوصلۀ فاصله های حضور، در آرزوی تلاوت صبح، کور می شوم. ای خورشید عالمتاب؛ در لحظه های نا صواب، با دریغ نگاهت می پژمُرُم و چون نمی بینمت، شبیه جنازه ای محسور، روانۀ گور می شوم. پ.ن: تا کَسی رخ ننماید، ز کسی دل نَبرَد دلبر ما، دلِ ما برد و به ما رخ ننمود تقدیم به ساحَت قدسی منجی عالم و مصلحِ حقیقیِ آخرالزمان، حضرت حجت بن الحسن العسکری عجّل الله تعالی فرجه الشّریف.

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: پارسا ایمانی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 16:27

صفحه بندی